حقیقت ساحل و باران
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به

 

 کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های

 

چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش

 

 افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت را

 

بفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به

 

کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز

 دست و پا یا صورت ۱۰۰ نفر زخم بشه تا

 

و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه و افتاد و گفت: نه

 

 خدا نکنه…اصلآ کفش نمی خوام







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردین 1397 :: نویسنده : ساحل جمالی
شنبه 18 خرداد 1398 08:24 ق.ظ

Please let me know if you're looking for a author for your weblog. You have some really great posts and I feel I would be a good asset. If you ever want to take some of the load off, I'd really like to write some articles for your blog in exchange for a link back to mine. Please send me an email if interested. Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ساحل جمالی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو