حقیقت ساحل و باران
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
شخصی بود که پلوی غذایش را خالی می خورد ،گوشت و مرغش را میگذاشت آخر کار !
می گفت : می خواهم خوشمزگی اش بماند زیر زبانم .
همیشه هم پلو را که می خورد سیر می شد ،گوشت و مرغ غذا می ماند گوشه ی بشقابش !

نه از خوردن آن پلو لذت می برد، نه دیگر ولعی داشت برای خوردنه گوشت و مرغش .

زندگی هم همینجوریست ...
گاهی شرایط ناجور زندگی را تحمل میکنیم و لحظه های خوبش را میگذاریم برای بعد ، برای روزی که مشکلات تمام شود .

هیچ کداممان زندگی در لحظه را بلد نیستیم همه خوشی ها را حواله می کنیم برای فرداها ؛برای روزی که قرار است دیگر مشکلی نباشد ؛
غافل از اینکه زندگی دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلات است .
یک روزی به خودمان می آییم می بینیم یک عمر در حال خوردن پلو خالی زندگی مان بوده ایم و گوشت و مرغ لحظه ها، دست نخورده مانده گوشه بشقاب ...
دیگر نه حالی هست و نه میل و حوصله ای ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 تیر 1396 :: نویسنده : ساحل جمالی


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ساحل جمالی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic