حقیقت ساحل و باران
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

شیطان كه می خواست خود را با عصر جدید تطبیق بدهد ، تصمیم گرفت وسوسه های قدیم و در انبار مانده اش را به حراج بگذارد. در روزنامه ای آگهی داد و تمام روز ، مشتری ها را در دفتر كارش پذیرفت
حراج جالبی بود : سنگهایی برای لغزش در تقوا ، آینه هایی كه آدم را مهم جلوه می داد ، عینك هایی كه دیگران را بی اهمیت نشان می داد. روی دیوار اشیایی آویخته بود كه توجه همه را جلب می كرد : خنجر هایی با تیغه های خمیده كه آدم می توانست آن ها را در پشت دیگری فرو كند ، و ضبط صوت هایی كه فقط غیبت و دروغ را ضبط می كرد.
شیطان رو به خریدار ها فریاد زد : نگران قیمت نباشید ! الان بردارید و هر وقت داشتید ، پولش را بدهید.
یكی از مشتری ها ، در گوشه ای دو شی ء بسیار فرسوده دید كه هیچ كس به آن ها توجه نمی كرد . اما خیلی گران بودند . تعجب كرد و خواست دلیل این اختلاف فاحش را بفهمد.
شیطان خندید و پاسخ داد : فرسودگی شان به خاطر این است كه خیلی از آن ها استفاده كرده ام . اگر زیاد جلب توجه می كردند ، مردم می فهمیدند چه طور در مقابل آن مراقب باشند . با این حال ، قیمت شان كاملا مناسب است : یكی شان ((شك)) است ، و آن یكی ((عقده حقارت)) . تمام وسوسه های دیگر فقط حرف می زنند ، اما این دو وسوسه ، عمل می كنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 9 بهمن 1394 :: نویسنده : ساحل جمالی
شنبه 2 مرداد 1395 01:23 ب.ظ
آفرین آفرین


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ساحل جمالی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic